فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

It dawned on me that..... // da:n//

Defi=> something unusual was going on .
این به دهنم خطور کرد ( تو ذهنم اومد که ) یک چیز عجیبی داره اتفاق میفته

EX : Suddenly , it dawned on me that they couldn’t possibly have met before
..............................
..................
یهو به ذهنم رسید که آنها احتمالا نمیتونستن همدیگه رو قبلا دیده باشن

==> to have a sinking feeling (had a sudden bad feeling that something is true)

Hope you like it / Dani :))



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : Kalamollah | ارسال نظر(0)

 
stumble across/on/upon something: to find something, or to meet someone, by accident

We stumbled across him in the library.
کاملاً اتفاقی تو کتابخونه بهش برخوردیم/دیدیمش

A journalist finally stumbled on the truth.
بالاخره، یه روزنامه‌نگار به‌طور اتفاقی حقیقت (موضوع) رو فهمید



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : Kalamollah | ارسال نظر(0)

 
Don’t pick on me
به من گیر نده

Don’t look the other way
خودتو به اون راه نزن

Are U happy or married?
مجردی یا متاهل؟

The rest is history
…باقیش رو خودت می دونی

I don’t blame you
سرزنشت نمی کنم



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : Kalamollah | ارسال نظر(0)

 
I’m not in a good mood
حال و حوصله ندارم

I stand by what I did
پای کاری که کردم وایمیسم

You’re over the hump
سربالایی رو گذروندی

You heard me
درست شنیدی

You are adorable
خیلی دوست داشتنی (قابل ستایش) هستی

It’s impressive
قابل تحسینه

Pull the other one
خالی نبند
(برو عمو ، برو یکی دیگرو سیاه کن )

 



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : Kalamollah | ارسال نظر(0)

 

 

Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی

MissCall
دختر نا بالغ را گویند

Freezer
حرف مفت

Suspicious
به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است

Johnny Depp
قاتل افسرده

Acer
ای آقا! 

Welcome
دهن لق

Manual
من و بقیه

Accessible
عکس سیبیل

Refer
فر کردن مجدد مو

See you later
لات تر به نظر میای!

Good Setting
آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker
مرتیکه لاکردار!

Above Border
فرامرز

Insecure
این سه نابینا

Business
اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى

Legendary
ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem
صاحب دستگاه

Velocity
شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable
بفرمایید سر میز

Long time no see
دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge
شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است
 
Categorize
نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

Jesus
در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند

Hairkul
آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate
دروازه دولاب

UNESCO
یونس کجاست؟

Finland
سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All
دم همتون گرم

Latino
لات بازی ممنوع

Godzilla
خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog
ساوجبلاغ

Betamethasone
منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج
       


برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

A heart that loves is always young.
قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است
Greek Proverb

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.
به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم
Unknown

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

If you love me, let me know. If not, please gently let me go.
اگر دوستم داری بهم بگو و گرنه بزار برم
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Give her two red roses, each with a note. The first note says For the woman I love and the second, For my best friend.
به او دو گل رز بده رو هر گل هم نوشته ای بزار. رو اولین نوشته بنویس به زنی که عاشقشم و روی دومی بنویس به بهترین دوستم
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.
لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر
Bette Davis

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
UNKNOWN

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.
مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی
میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری
Aaron

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.
عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است
Anonymous


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Absence makes the heart grow fonder
دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند
william shakespeare

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is like a war:Easy to begin Hard to end!
عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود
ancient Proverbs


      * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.
من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است
Chloe Woodward

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Love is blind — marriage is the eye-opener.
عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند
Pauline Thomason

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.
همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد
Rose Franken

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.
فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کن



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

AKA = Also Known As
ASAP = As Soon As Possible
BAK = Back At Keyboard
BBFN = Bye For Now
BBL = Be Back Later
BRB = Be Right Back
BTW = By The Way
F2F = Face To Face
FWIW = For What It's Worth
FYI = For Your Information
GFY = Good For You
GL = Good Luck
GMTA = Great Minds Think Alike
GTGB = Got to Go Bye
IDK = I Don't Know
IMHO = In My Humble Opinion
IMO = In My Opinion
IOW = In Other Words
IRL = In Real Life
ITS = I Told You So
KIT = Keep In Touch
LOL = Laughing Out Loud
LTL = Lets Talk Later
MAYB = Maybe
NP = No Problem
NRN = No Reply Necessary
NYO = Need Your Opinion
PDQ = Pretty Darn Quick
PLS = Please
PMFJI = Pardon Me For Jumping In
POV = Point Of View
RSN = Real Soon Now
RTFM = Read The "Fascinating" Manual
TIA = Thanks In Advance
TMI = Too Much Info
TTFN = Ta Ta For Now
TTYL = Talk To You Later
TX = Thanks
UKW = You Know Who
U = You
U2 = You Too
UW = You Wish
WB = Welcome Back



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

The Huma of bliss

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را
O Ali!  the bird of bliss, what a portent of God thou art
For, thy shadow hast over-shadowed one and all

دل اگر خداشناسيهمه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
O heart! If thou art Gog-gnostic, seek every thing in Ali`simage
By God , I came to know God by the very Ali indeed

 

 

به خدا که در دو عالماثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را
 
By God in the two universes  no trace doth remain of mortality
Cos Ali hast occupied the source of eternity

مگر اي سحاب رحمت توبباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
O  the cloud of bliss!  thou should of rain if not ,the hell
Would burn one and all`s  lives in violence

برو اي گداي مسکين درخانه‌ي علي زن
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را
O! the poor beggar go and knock at Ali`s door
Cos he would present  thou the king`s seal-ring in charity

بجز از علي که گويد به پسرکه قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا
Nobody save Ali would order his son to be kind to his murderer
While he is thy captive

بجز از علي که آرد پسريابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را
Who save Ali begetest a surprising son
Who renderst universal  fame  and honour  to the Karbala martyrs

چو به دوست عهد بندد ز ميانپاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را
Who canst pay allegiance to friend like Ali
Amoung the sincere devoters to keep his promise to friend

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را
Neither can he be called God nor can he called son
I wonder what  shall I call the king of Lafata  Land?

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيمرحمت
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را
 O the breeze of Bliss! I shall spray blood from the two eyes
So from his site a dust of collyrium to me brought!

به اميد آن که شايد برسد به خاکپايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
Perchance I hope the dust of thy foot receivest
My hot hearty sorrowfull calls  that I hold for Sheba!

چو تويي قضاي گردان به دعايمستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
Cos thou listenest to the poor prayers
So thou turnest away from our soul the way of the Fate`s pest

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق اودم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
What can I blow like the voice of the loud pipe at any moment
For the sake of the excitement
Cos the tongue of the unseen holdest not pleasanter than this voice

همه شب در اين اميدم که نسيمصبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را
I hold this hope all nights to the Down`s breeze
To caress the acquaintee with a friendly calling voice

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
Hearken to the song of the Ya Hagh O Shahriar!
How pleasant it is to tell the friend the heart`s sorrow in the night`s heart
 

 



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

 

January  : (اولین ماه سال 11 دی تا 12 بهمن)
February   :( دومین ماه سال 13 بهمن تا 11 اسفند)
March) : 12اسفند تا 12فروردین)
April): 13فروردین تا11اردیبهشت)
: May: 12 (اردیبهشت تا 11خرداد)
June ): 12خرداد تا10تیر)
July):11تیر تا 10مرداد)
August): 11مرداد تا 10 شهریور)
September): 11شهریور تا 9 مهر)
October): 10 مهر تا 10 آبان)
November):11آبان تا 10 آذر)


برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

 

Green with envy: exceedingly envious  
When I told her my news , she was absolutely green with envy .



برچسب‌ها:

تاريخ :
| | نویسنده : | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • مهندس احمدی