فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

TONGUE

Bite your tongue! / Hold your tongue!

زبانت را گاز بگیر

to stop yourself from saying something which you would really like to say:

I wanted to tell him exactly what I thought of him, but I had to bite my tongue.

cat got your tongue?

گربه زبانت را خورده(واسه کسی که حرف نمیزنه)

why do you not speak? lose your tongue?

Before I could reply, she said, "Cat got your tongue?"

on the tip of sb's tongue
مطلبی نوک زبان کسی بودن

not quite able to remember something

The name of his latest movie is on the tip of my tongue.

slip of the tongue

از دهان کسی پریدن

The mistake of saying something you had not wanted or planned to say; an error of speech.

No one would have known our plans if Kay hadn't made a slip of the tongue.



برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 | 08:28 | نویسنده : get2007 | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید



  • مهندس احمدی