لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
دلم باران میخواهد به همین سادگی. دلم تنگ قدم زدن زیر بارشی بی وقفه است آنچنان که سیراب شود پوست خسته و بدن تشنه ام. دلم میخواهد همراه با ترنم آوای بی همتای اشکهای آسمان، من بی تاب، سفر کنم به آنجایی که دیگر حرفی نیست، دردی نیست ، مرزی نیست. بروم تا عمق آرامش ناکجا آبادی که روح بیقرارم ، این چنین بر دیواره های قفس تنم نکوبد و حق مسلم آزادیش را طلب نکند....
برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 | 22:28 | نویسنده : Kalamollah |
ارسال نظر(0)









