فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

یک پست و چند اصطلاح :)
=========================

That is the way of the world : رسم روزگار این است / دنیا اینطور است/ تا دنیا چنین بوده

Ex. All those millions of pounds are not going to create many jobs, but that’s the way of the world
همه ی اون میلیون های پوند برای ایجاد شغل و کارمصرف نمی شه خوب این رسم روزگاره/ تا بوده همین بوده !
------------------------------------------
That’s the way the cookie crumbles/ That's the way the ball bounces:چاره چیه / همین که هست آش کشکه خالته بخوری پاته خوری پاته

Something that you say which means that bad things sometimes happen and there is nothing you can do to prevent it, so it is not worth becoming upset about it.

Ex. I can't believe they chose Sam for the job and not me. Ah well, that's the way the cookie crumbles.
باورم نمی شه اونها سام را به جای من برای این کار انتخاب کردند آه... خوب! چاره چیه
------------------------------------------
Which way the wind was blowing

See to determine what is the most expedient thing to do under the conditions at hand : اوضاع و احوال را سنجیدن /موقعیت را درک کردن

Ex. Peter quickly saw which way the wind was blowing and tried to comfort the worried parents.
پیتر سریع متوجه شد اوضاع واحوال چطور و سعی کرد والدینه نگرانشو را آروم کنه
----------------------------------------------
On the way out : (Slang) Very unconventional, unusual, or strange. از مد می افته / رو به زوال / عجیب و غریب

Ex. The styles like are on the way
مدل موهای مثل اون زود از مد می افته


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 08 فروردین 1392 | 16:34 | نویسنده : get2007 | ارسال نظر(0)

 

Mr.Bean Science
.
.
 
I was stuck in ELEVATOR for 3 hrs
Due to electric failure
 
Mr.Bean:
Ya me too
I was stuck on ESCALATOR for 5 hrs
 
جک مستربین
 
از زمانی که برق رفت من تو آسانسور 3 ساعت گیرکردم.
 
.
 
.
 
مستربین:
من هم همین طور!!
من 5 ساعت رو پله برقی گیرکردم.
 
=====================                                   
 
(husband & Wife )
husband: Will U marry , after I die.
Wife : No I will live with my sister.
 
Wife : Will U marry , after I die.
husband: No I will also live with your sister
 
( زن و شوهر )شوهر : بعد از این که من بمیرم آیا ازدواج می کنی؟
زن : نه من با خواهرم زندگی می کنم...
 
زن : بعد از مرگ من تو ازدواج خواهی کرد؟
شوهر : نه من هم با خواهرت زندگی می کنم.
 
=====================                                 
 
 
 
Future plans of childrens:
Future plans of childrens:
Teacher asks children, what do u wish 2 do in future?
Adnan: I want 2 b a pilot.
Wakeel: I want 2 b a doctor.
Bina: I want 2 b a good mother.
Shariq : I want 2 help Bina.
 
شغل آینده بچه ها
شغل آینده بچه ها:
معلم از دانش آموزان پرسید که می خواهید در آینده چکاره شوید؟
ادنان : من می خواهم خلبان بشم.
واکیل : من میخوام دکتر بشم.
بینا : من می خوام مادری خوب بشم.
شریک : من میخوام به بینا کمک کنم.
 
   ========================                           
 
An Aeroplane asks a Rocket
An Aeroplane asks a Rocket
How is that you can fly so fast?
The Rocket replies you will know the pain
when they put fire at your back!
 
سوال هواپیما از موشک :
 
یه هواپیما از یه موشک می پرسه که :
چطوری می تونی این قدر سریع پرواز کنی؟

موشک جواب میده : اگه پشت توروآتیش میزدند میدونستی که چقدر درد داره....


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 07 فروردین 1392 | 19:16 | نویسنده : zahra | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 07 فروردین 1392 | 18:58 | نویسنده : zahra | ارسال نظر(0)

 

نكاتي پيرامون also – too و as well
 
هر سه كلمه فوق به معناي «همچنين» مي باشند با اين تفاوت كه also رسمي تر از بقيه مي باشد و معمولاً قبل از افعال اصلي و بعد از افعال كمكي به كار ميرود.
 
- He speaks French and he also writes it.
 
- She was rich and she was also selfish.
 
ترجيحاً هنگاميكه فعل مورد تأكيد است از also قبل از آن استفاده ميشود.
 
- I can also swim.
 
در جمله فوق اشاره مي شود كه علاوه بر فعاليت هاي ديگر قادر به شنا كردن هم هستم.
 
دو كلمه too و as well بيشتر در پايان عبارت بكار مي روند.
 
- I've read the book and I've seen the film as well/too.
 
چنانچه بخواهيم فاعل را مورد تأكيد قرار دهيم بلافاصله بعد از آن از too استفاده مي شود.
 
- I, too, can swim.
 
تذكر: سه كلمه also- too و as well در جملات مثبت بكار ميروند و در جملات منفي مي توان از not … either يا neither … nor در جملات مثبت ولي با مفهوم منفي استفاده كرد.
 
- They haven't phoned and they haven't written either.
 
- I don't want to go either.
 
- Neither you nor I know what happened.
 
- We like neither the American design nor the European one.
 
چنان كه اشاره شد با تغيير موقعيت too معني جمله تغيير مي كند.
 
- She, too, understands English.
 
- She understands English, too.
 
جمله اول بدين معناست كه او هم مانند ديگران انگليسي را مي فهمد در حاليكه جمله دوم بدان معناست كه او علاوه بر زبان هاي ديگر، انگليسي را هم مي فهمد.
 
as well تنها در پايان جمله بكار مي رود و پس از آن چيزي قرار نمي گيرد در حاليكه پس از as well as ميتوان شخص يا چيز مورد نظر را ذكر كرد.
 
- Are they coming as well?
 
- He gave me money as well as advice
 
 

برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 07 فروردین 1392 | 18:45 | نویسنده : zahra | ارسال نظر(0)

 

با این جملات سخن خود را آغاز نمایید: 
 
Right. Well. OK. Ee…mm. Let's begin. Good. Fine. Great. Can we start?   .. .Shall we start ? Let's get the ball rolling
Let's get down to business

 

 
با این جملات سلام و احوالپرسی کنید :
 
Good morning / good day / Good afternoon/ Hello ladies and gentlemen. Good morning members of the jury.
Good afternoon esteemed guests. Good evening members of the board .Fellow colleagues Mr. Chairman/Chairwoman. Thank you for your
kind introduction. Thanks for giving me this opportunity
 

 

ابتدا خود را معرفی کنید زیرا شنوندگان به شما حس نزدیک تری خواهند داشت و به شما ، کارها و تجربیاتتان ایمان می آورند و ...
 
 

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 07 فروردین 1392 | 18:34 | نویسنده : zahra | ارسال نظر(0)

 

طولانی ترین جمله انگلیسی که تنها با یک لغت ساخته شد!
 
 
بزرگترین جمله انگلیسی که تنها با استفاده از یک کلمه Buffalo ایجاد شده جمله زیر است:
(لطفاً بوفالو نخوانید، تلفظ صحیح بافلو است)
 
Buffalo buffalo, Buffalo bufallo buffalo, buffalo Buffalo buffalo
 
این جمله از نظر گرامری صحیح است و در سال 1972 توسط William J. Rapaport مورد استفاده قرار گرفت.
 
 
 
کلمه buffalo دارای سه معنی متفاوت است:
 
1. شهر بوفالو
 
2. حیوان بوفالو (جمع این کلمه نیز همان buffalo است و es جمع نمی گیرد
 
3. فعل buffalo به معنای حمله کردن و هجوم بردن (که بی قاعده بوده و شکل pp آن نیز به همین صورت است
 
(در جمله فوق Buffalo buffalo (جاهایی که بوفالو باB بزرگ نوشته شده و کلمه بوفالوی بعدی به معنای "بوفالوهای شهر بوفالو" است.
 
حالا اگر عبارت بین کاماها را درنظر نگیریم معنی جمله این خواهد بود:
 
Buffalo buffalo , ............ , buffalo
 
Buffalo buffalo "{برخی از}بوفالوهای شهر بوفالو به {برخی دیگر از} بوفالوهای شهر بوفالو حمله کردند."
 
اون عبارت داخل کاماها (نقطه چین شده در بالا) هم میگه که دسته اول بوفالوهای جمله فوق ، قبلاً مورد هجوم بوفالوهای دیگری از شهر بوفالو قرار گرفته اند. به این ترتیب معنی جمله فوق این است که: برخی از} بوفالوهای شهر بوفالو ، {که قبلاً} بوفالوهای شهر بوفالو به آنها حمله کرده بودند، به {برخی} بوفالوهای شهر بوفالو حمله کرده اند.}
 
چه کلمه پر معنی ای
 
فکرشو بکن...!!!!!!!!!!!!!!!!

برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 07 فروردین 1392 | 18:12 | نویسنده : zahra | ارسال نظر(1)

اسم مصدر gerund

اسم مصدر اسمی است که از فعل مشتق می شود و برای ساختن آن به آخر فعل حروف ing اضافه می شود.

Learning : یادگیری

Speaking : صحبت کردن

Swimming : شنا و شنا کردن

 

اسم مصدر یا Gerund سه کاربرد و نقش در جمله دارد.

1- در ابتدای جمله و به عنوان فاعل:

Swimming is dangerous in this river.

شنا در این قسمت از رودخانه خطرناک است.

Learning English is easy for us.

یادگیری انگلیسی برای ما آسان است.

Playing football made him tired.

فوتبال بازی کردن او را خسته کرد.

 

نکته: تبدل ساختار it به gerund

در این کاربرد می توانیم اسم مصدر را به مصدر با to تبدیل کنیم. در این صورت دو جمله دارای معنی و مفهوم یکسانی خواهند بود. توجه داشته باشید که تنها ساختاری که در آن افعال be به کار رفته است را می توانیم به مصدر با to تبدیل کنیم. در جملات بالا جمله سوم را نمی توانیم به مصدر با to یعنی ساختار it تبدیل کنیم.

Swimming is dangerous in this river. = It is dangerous to swim in this river.

Learning English is easy for us. = It is easy for us to learn English.

 

2- بعد از فعل و به عنوان مفعول جمله:

I like swimming.

شنا را دوست دارم.

He enjoys reading stories.

او از خواندن داستان لذت می برد.

بعضی افعال اگر به عنوان فعل اول در جمله قرار گیرند فعل بعدی میتواند به شکل اسم مصدر قرار گیرد مهمترین این افعال عبارتنداز:

Like , dislike, enjoy , stop, hate, risk, miss, finish

 

3- بعد از حروف اضافه مانند:

on- in –at- of – for-

 

I’m tired of sitting here.

از نشستن در اینجا خسته ام.

He was interested in drawing.

او به نقاشی علاقه مند بود.

 

نمونه سوال

1. My little brother enjoys ………………………… cartoons.

a. watching b. to watch c. watched d. watch

2. He insisted on …………… to the party.

a. go b. to go c. gone d. going

کلمات در هم ریخته را به صورت یک جمله مرتب کنید.

3. washing – dislike – I – dishes – dirty.

 

جواب

1. a

2. d

3. I dislike washing dirty dishes.


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 05 فروردین 1392 | 11:20 | نویسنده : motreza | ارسال نظر(0)

سلام دوستان . باز هم با یک slang دیگر در خدمت شما هستیم ، با این حال امیدواریم کمتر مجبور به استفاده از آن باشید : ))))

خودتی ، تو هم همینطور

So’s your old man

Ex1 : Bill : You’re acting like an idiotبیل : رفتارت مثل آدمهای ابله است
Tom : So’s your old manتام : ابله خودتی ( رفتار تو هم همینطور است )

Ex2 : I don’t know what you said, but so’s your old man
نمی دانم چه گفتی ، ولی هر چه گفتی خودتی

مترادف این slang ، “The same to you” هست ، با این تفاوت که “The same to you” بار مثبت دارد یعنی در جواب شخصی که از ما تعریف می کند به کار می رود ( همچنین شما ) ولی “so’s your old man” فقط بار منفی دارد .


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 05 فروردین 1392 | 10:45 | نویسنده : get2007 | ارسال نظر(0)

Let down : Not do as expected, disappoint someone روی کسی را زمین انداختن / نا امید کردن

Ex .Don't let the team down. Please come to the game. رو(بچه های ) تیم را زمین نداز , بیا بازی کن
-----------------------------------
Big up : An expression of support or encouragement

Ex. Big up on that excellent performance. دمت گرم برای اون برنامه فوقالعاده


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 05 فروردین 1392 | 10:44 | نویسنده : get2007 | ارسال نظر(0)

mend (your) fences: to try to become friendly again with someone after an argument (usually + with ) بعد از یک مشاجره، دوباره دوست شدن

I thought we were mending fences after our last quarrel.
فکر کردم بعد از آخرین مشاجره/دعوامون، با هم آشتی کردیم/دیگه با هم قهر نیستیم


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 05 فروردین 1392 | 10:43 | نویسنده : get2007 | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • مهندس احمدی