خویشاوندان ما
===========
Son فرزند پسر
Daughter فرزند دختر
Father-in-law پدرشوهر-پدرزن
Mother-in-law مادرشوهر-مادر زن
Sister-in-law خواهرزن-خواهرشوهر-جاری-زن برادر
Brother-in-law برادرشوهر-برادرزن-شوهرخواهر-باجناق
uncle : عمو - دایی - شوهر خاله -شوهر عمه و غیره
Aunt : عمه - خاله - زن عمو -زن دایی ( Auntie : لفظی که بچه ها برای کسانی که نسبت واقعی با آنها ندارند ولی به خاطره علاقه و آشنایی با آنان , آنها را خاله یا عمه صدا می کنند )
Cousin عموزاده-دایی زاده-عمه زاده-خاله زاده
Nephew پسرخواهر-پسر برادر زن و خواهر شوهر و غیره
Niece دختر برادر یا خواهر و غیره
Stepmother نامادری
Stepfather ناپدری
Stepchild فرزندخوانده
Stepbrother / Step sister خواهر و برادر از دو مادر متفاوت ارتباط خونی ندارند
Half brother /Half sister خواهر و برادر ناتنی که از یک طرف وابسته هستند
برچسبها:
acced o the throne : به تخت نشستن، جلوس کردن
acced to : موافقت خود را اعلام کردن
این یه اصطلاح امریکایی یعنی کاره ساده ای نیست-سخته-مثه پیک نیک رفتن نیست!!
it is not picnic
ex:Being a single parent is no picnic i can tell you
برچسبها:
کسی که کرم کاریه-عاشق کاریه-کسی که خوره ی یه کاریه-مثلا دیوانه وار کاریو دوس داره و توشم ماهره buff
ex:My brother is a real computer buff
برچسبها:
دوستان مترجمی و ادبیات انگلیسی و علاقه مندان به فن ترجمه حتما بخونید این چند خط رو:
امروزه ترجمه بشتراز دیدگاه های زبان شناسی تاثیر می پذیرد و یکی از این دیدگاه ها همین Whorfian Hypothesis است که اینگونه بیان می کند : " زبان مدرن ما افکار و رفتار ما را شکل می دهد. بنا بر این دیدگاه معنا اساسا در روند ترجمه اگر نه کاملا، بلکه تا حدی گم می شود چون هر زبان برای خود منحصرا از لحاظ Lexical قوانین خاصی دارد و هم ساختار تشکیل جمله یا همان گرامر در هر زبان با زبان دیگر فرق دارد. از آن جا که ترجمه تغییر شکل و ساختار زبان مبدا به زبان مقصد است پس معنایی که در همین Grammatical and Lexical aspect ها نهفته است در این راه گم می شود."
پ.ن: دوستان شصت سال است که روی این فرضیه کار شده است پس هرگز زود قضاوت نکرده و این دیدگاه را محوریت رویکرد خود قرار ندهید یا شدیدا با آن مخالفت نکنید.

برچسبها:
Register چیست؟
در لغت شناسی یا همان Morphology هنگامی که از Register یک لغت صحبت می شود اشاره به رسمی(formal) بودن یا غیر رسمی(informal) بودن آن لغت دارد. گاهی برخی لغات به خصوص phrasal verb ها جنبه ی غیر رسمی دارند و نمی توان در متن های آکادمیک و رسمی آن ها را به کار برد. شما می توانید در زبان فارسی خودمان بر فرض مثال بگویید: یه نگاه به درخواستش می اندازم. اما در یک موقعیت رسمی باید همین جمله را اینگونه به کار ببرید: درخواست شما مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
اکنون چند مثال:
He went into the request of employees in great detail and finally decided to send their request for the boss
He attended to request of employees in great detail and finally decided to send their request for the boss
during the war he defected to the enemy side and finally was killed in action.
during the war he went over to the enemy side and finally was killed in action.
برچسبها:
"Viva la Difference"
زبان شناسان این جمله را در مبحث آواشناسی به هنگام برخوردن به تفاوت های اقلیمی که باعث تفاوت در ادای یک واژه یا یک صدا در یک زبان واحد می شود به کار می برند.
به عنوان مثال نحوه ی بیان واژه ی Brown توسط یک کالیفرنیایی با یک ایرلندی و از طرف دیگر یک مکزیکی یا یک عرب زبان که همه تلاش دارند یک مفهوم را برسانند فرق می کنند.
اینجاست که زبان شناسان با بکار بردن "Viva la Difference" تفاوت ها را خوش آمد می گویند چرا که اگرچه به دلیل محل زندگی و گویش افراد نحوه ی ادای این تلفظ ها فرق می کند اما همگی یک مفهوم را می رسانند و سعی در ارتباط با اطرافیان از طریق زبان دارند
برچسبها:
دو اصطلاح از Memory که خیلی راحت هم به ذهن سپرده می شن:
Jog one's memory چیزی را به یادکسی آوردن
I gave her clues to jog her memory
Commit sth to memory
چیزی را به خاطر سپردن، چیزی را از بر کردن
If you want to be succesful in you next exam you must commit all
برچسبها:
این اصطلاح وقتی در مورد انسان بکار میره یعنی اینکه با کسی با وجود اینکه اون طرف بد خلقه یا بد اخلاقه یا هرچی ، کنار بیاین و در مورد غیر انسان هم همینطور یعنی با موقعیت نه چندان مناسبی کنار اومدن (قبول کردن شرایط بد)
مثال: it took years for Rob to come to terms with his mother’s death
“سالها طول کشید تا راب با مرگ مادرش کنار بیاد”
be on good/bad/friendly terms with sb یعنی با کسی خوب جور بودن ، با کسی جور نبود ، رابطه ی خوبی نداشتن
مثال: Tim’s still on good terms with his ex
” تیم هنوزم با همسر سابقش رابطه ی خوبی داره”
* not on speaking terms with sb یا not speaking یعنی با کسی حرف نزدن یا به عبارتی “با کسی قهر بودن”
مثال: Clair and Andy aren’t speaking
برچسبها:
این یه اصطلاح امریکایی یعنی کاره ساده ای نیست-سخته-مثه پیک نیک رفتن نیست!!
it is not picnic
ex:Being a single parent is no picnic i can tell you
برچسبها:
Look at the odds !
تو رو خدا شانس رو می بینی ؟.....عجب اتفاقی !.....کی فکرشو میکرد؟.....چه اتفاقایی می افته و آدم ازشون خبر نداره ؟!.....
Odds are against you !
همه چیز ضد توست .....انگار ابروبادومه و خورشید و فلک می خوان بیچاره ات کنن.....هیچ شانسی نداری......
What are the odds ?
وای اصلا فکرشو می کردی ؟.....چی فکر میکردیم چی شد؟.....این دیگه از کجا دراومد؟......
مثلا داری جدول کلمات متقاطع حل میکنی....ونوشته رییس دایره " اس اس" در آلمان نازی و پنج حرفه.......شما هم جوابو نمی دونی....همون لحظه اتفاقی تلویزینو روشن میکنی و برنامه " در جستجوی نازی ها" داره پخش میشه و میگه:
در آلمان رایش سوم ، رییس بخش "اس اس" و بازوی چپ هیتلر " هاینریش هیملر" پس از دستگیری و .....
اینجاست که شما میگی :
wow........what are the odds ?!
برچسبها:









